Title: Letters for the Prophet Muhammad

Author: Amin Ghazaei

Taking a revisionist approach to interpreting the Quran, Amin Ghazaei proposes and examines a bold hypothesis concerning how the Quran was written. This hypothesis is that if we take only the Mecca verses into account, the Quran is a collection of letters sent to Muhammad by a Judeo-Christian sect who regarded him just as one of their missionaries. Therefore, when Muslims later compiled these verses into an entire book, supposedly in the time of Uthman, the third Khalifah, this consisted of the Mecca verses, that is, some part of these letters plus Muhammad’s own decrees, written or memorized by Muslims, which today we know as the Medina verses.

The author dismisses Muslim dogma that the Quran was revealed to Muhammad by an angel, as well as secular theories regarding the Quran as Muhammad’s own words, or the sayings of a hidden wise man who taught Muhammad in Mecca. To reinforce his hypothesis, Ghazaei argues that the text could not possibly have been born of a conversation, only through correspondence. Highlighting many verses as examples, he argues that considering the text to be a collection of letters is more likely than other hypotheses.

Interestingly, this hypothesis does not necessarily contradict the accepted picture of Muhammad as a man who in his heart believed that his messages were truly the word of God. According to this hypothesis, Muhammad really thought what he preached was the word of God, but not because it had been directly revealed to him. He believed this because he had been assured by the sect that what they had sent him were pieces of various holy books. Hence, Muhammad was not an imposter but a missionary, convinced that the words he received were the words of almighty God. Therefore, the sect, alongside the letters (the verses), sent pieces of books to be recited and preached. This brings us to a more surprising conclusion: what Muhammad actually preached in Mecca was not the book we know today as the Quran, word for word. Rather, what he recited was books sent to him, though not the letters. In other words, when we read texts discussing the “Book”, “Quran” or “recitation,” it is not the verses this is referring to, but passages from a holy book outside of the text. Therefore, in Mecca, Muhammad was, as pointed out in many verses, just a missionary. Only after the migration to Medina (Hijrat), was he, in his new role as a religious leader, forced to claim that his commands were the word of God, disclosed only and directly to him.

Who were this mysterious sect? Where were they settled? And, what were their religious beliefs, which came to be adopted by Islam? These are questions addressed in this book.

عنوان: “نامه‌هایی برای محمد پیامبر / پژوهشی بر ریشه‌های قرآن”
نویسنده: امین قضایی
شابک: 9789176370292
امین قضایی با اتخاذ رویکردی تجدیدنظرطلبانه نسبت به منابع اسلامی در تفسیر قرآن، فرضیه‌ای را درباره چگونگی شکل‌گیری قرآن مطرح می‌کند. مطابق این فرضیه، اگر تنها آیات مکی را مد نظر قرار دهیم، قرآنی که در دست داریم در واقع مجموعه‌ای از نامه‌هاست که توسط یک فرقه یهودی-مسیحی به مسیسونر مذهبی خود یعنی محمد ارسال شده است. بنابراین آنچه مسلمانان بعدا بنا به فرض در دوره خلیفه عثمان، تحت یک کتاب گردآوری کردند شامل آیات مکی یعنی مجموعه‌ای از این نامه ها به علاوه احکام و دستوراتی است که محمد در مدینه برای مسلمانان صادر کرد که ما امروز آنرا به عنوان آیات مدنی می‌شناسیم.
نویسنده هم این جزم مسلمانان که قرآن توسط یک فرشته بر محمد نازل شده است را رد می‌کند و هم نظریات سکولاری را که معتقدند قرآن کلام خود محمد یا گفته‌های فرد حکیمی است که پنهانی در مکه به محمد آموزش می‌داده است. قضایی برای تقویت این فرضیه، استدلال می‌کند که متن نمی‌تواند از یک مکالمه حاصل شده باشد بلکه بیشتر به نظر می رسد که حاصل یک مکاتبه است. وی با بررسی آیات بسیاری به عنوان مثال، نشان می‌دهد که احتمال اینکه متن مجموعه‌ای از نامه‌ها باشد بیشتر از هر فرضیه دیگری است.
جالب توجه است که این فرضیه ضرورتا با این تصور که محمد واقعا به الهی بودن پیام خود باور داشت، در تضاد قرار ندارد. مطابق این فرضیه، محمد واقعا تصور می کرد که کلام خدا را موعظه می‌کند، اما نه به این خاطر که تصور می‌کرد که مستقیما به وی وحی می‌شود. وی به الهی بودن پیام خود باور داشت زیرا سکت مذکور به وی اطمینان می‌داد که آنها بخش‌هایی از کتب مقدس را برای وی فرستاده‌اند. از اینرو، محمد از این نظر یک شیاد نبود، بلکه یک میسیونر مذهبی بود و متقاعد شده بود که کلامی که برای وی ارسال می‌شود همانا کلام خداوند قادر متعال است. بنابراین، فرقه مذکور همراه با نامه‌ها (یعنی همان آیات مکی که ما در دست داریم)، بخش‌هایی از کتب مقدس خویش را به تدریج برای محمد و جهت موعظه ارسال می‌کردند. این فرضیه ما را به یک نتیجه شگفت‌انگیز می‌رساند: آنچه محمد واقعا در مکه موعظه می‌کرد، دقیقا و کلمه به کلمه همین آیات کتابی که به عنوان قرآن می‌شناسیم، نبود. در واقع، وی قطعاتی از کتبی که به نامه‌ها ملحق شده بود را موعظه می‌کرد. به عبارت دیگر، وقتی ما در متن به کلماتی مانند «کتاب»، «قرآن»، یا «ذکر» برمی‌خوریم، منظور همین متن آیات نیست بلکه این کلمات در اغلب موارد به چیزی خارج از خود متن اشاره دارند، یعنی متونی که همراه با نامه‌ها ارسال شده‌اند و ما اکنون آنها را در دست نداریم. پس در مکه، محمد صرفا یک میسیونر مذهبی بود و نه بیشتر. تنها بعد از هجرت به مدینه بود که وی در نقش یک رهبر مذهبی مجبور شد تا فرامینی صادر کند و ادعا کند که آنها را مستقیما از سوی خدا دریافت کرده است.
اما این فرقه اسرارآمیز چه کسانی بودند؟ در کجا ساکن بودند؟ و عقاید مذهبی ایشان که انعکاس آنرا در اسلام امروزی می‌بینیم، چه بود؟ اینها سئوالاتی هستند که در ادامه این کتاب مورد بررسی قرار می‌گیرند.