Title: Thy Paradise Lost

Author: Sam Vaseghi

“Thy Paradise Lost” (sibe zende ra bayad har che zendetar kosht) is a collection nine long poems by the deconstructivist Iranian poet Sam Vaseghi, written in the years 1998-2015 in German, Argentinian and Swedish exile. Some of the poems were published earlier in earlier in journals both in Farsi and English, or included in audiovisual virtual performances and film. The volume also includes his long controversial black poem “the discovery of light” from 1998 (written in Buenos Aires), which is known as one of the rare Dark Gothic poems in Iranian literature. The poems of “Thy Paradise Lost” echo impressively social and political conditions in dictatorships (Iran) and post-dictatorship (Argentina).

Thy Paradise Lost


A millennium folded, a leaf
burnt. . . and
found the ”void”
as a shelter to spread out the wings
breaking the chains. . .
of wishes — bewildered
”the men of this land sold. . .
the reverence of paradise
for a green banner. . .” silence. . .
sitting lined up like chains, ”skeletons”, close beside the ovens. . .
one after another
is a gift, in hell — ”love” isn’t here, neither ”together” nor with ”nobody”, but pale. . .
burnt. . .
ash grey. . .
(thoughts are bolted, affections are wounded. . .) flowers blossom
in the circulating shape of smoke — a genealogy —, and
in the orange gardens, the knives
are planted
in the anxiety of the heart
of cold ”lands”: the boughs, poisoned,
don’t see a tree,
in the mirrors, and the people’s sky, shredded eyes. . .
the knives of envy. . .
fall from the sky. — hotter, than the deserts of your dreams, this hell —
cries out the brutal centuries of holy verses
in the religion of nightmares.
History sleeps dungeoned in the dark.
Who is here? Where is here?

See film on this poem on: Anti-Poetry

عنوان: “بهشت گُم‌شدها”
نویسنده: سام واثقی
شابک: 978-9176372784

«بهشت گًم‌شده» مجموعه‌ی نُه شعر بلند از سام واثقی‌ست، که در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۹۴ در تبعید (آلمان، آرژانتین و سوئد) نوشته شده. برخی از اشعار این مجموعه پیش از این در مجلات شعر به فارسی یا ترجمه‌ی انگلیسی منتشر شده. از برخی اشعار نیز بصورت فیلم چیدمان مجازی استفاده شده. اشعار این مجموعه بازتابی روشن و قوی از وضعیت اجتماعی و سیاسی تحت دیکتاتوری (ایران) یا پسادیکتاتوری‌اند (آرژانتین). این مجموعه شامل شعر بلند و بسیار مورد انتقاد «کشف نور» نیز می‌شود که در حول سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۸ در بوئنوس آیرس نوشته شد و هنوز یکی از معدود شعر‌های سبک سیاه گوتیک در زبان فارسی محسوب می‌شود.

پیدایش کردم

هزاره‌ای تا خورد، ورقی
سوخت . . .
در پناه هیچ
چتری بال
نگشود بَند
از آرزوها — حیران
«حرمتِ بهشت را مردان این خاک بَه
به بیرَقی سبز
فروخته‌اند . . .» خاموش
نشسته‌اند زنجیره‌وار، استخوان‌بندی‌ها،
در کنار کوره‌ها —
سوختن در جهنّم، نعمتی‌ست
نوبتی‌ — عشق اینجا با هم نیست
یا با هیچ کس، امّا، کم‌رنگ . . . سوخته . . .
خاکستری . . .
(اندیشه‌ها قفل‌اند، مهربانی‌ها زخمی)
گُل‌ها، در دودمانِ دود باز
می‌شکفند وُ
باغ‌های ‌نارنج، دشنه‌ها را
در نهیب قلبِ سردِ خاک
غرس کرده‌اند: شاخه‌ها مسموم، درختی را
نمی‌بینند در آینه،
آسمانِ مردم پاره پاره از چشم‌ها . . . ست
خنجرِ رشک
می‌بارد. — این جهنم از کویر خواب‌هاتان داغ‌تر —
می‌کِشد بیدادِ قرن‌ها
آیه‌های مذهبِ کابوس.

تاریخ خفته در این دخمه‌ی تاریک.
«اینجا» کیست؟ یا کجاست؟

فیلم این شعر در چیدمان مجازی: سایت ضدّ شعر