Title: R
Author: Robab Moheb

By chosing the first alphabet of her name ’R’, Robab Moheb shades the circle around her thoughts on her own life. ’R’ is a retrospective to herself and ’herself’ a circularity, with a radius that once collapses into a point, an infinitesimal point: a zero resulting from life, a zero which is not futile. A zero has an inner momentum which is infinitesimal but infint. And she, is exactly scred about this introvert infinity.

In the broad horizon of her zeros, she raises questions and does not find to the answers ”what am I searching for on the riffs?”

Robab Moheb applies a terminological series, words which all start with ’R’ and rotates the poetic flow into a meditative climax, and opens new perspectives. The semiology of words, the semantics of the verses and the collage of the poems into a whole curriculum is conducted by the pulse of a unique alphabet in her world: the ’R’.

’R’ is a symphony with its own rules of harmony pacing with life and death of the composer herself.

”take the ciphers but not the zero / take the sound but not the silence /…/ I silence by the zero and view by the sound…/” she writes, and at the end her way remains to be one breath, and her breath only ”the spirit of all her images and shadows”, nothing else than the initial circle.

عنوان:“ر”
نویسنده: رباب محب
شابک: 9789186131005
رباب محب با انتخاب حرف اول نامش « ر» انديشه اش را بر گِرد دايره ای که زندگي است هاشور مي زند. « ر» بازگشت به خود است و خود يک دايره. قامت ِ اين دايره گاه به اندازه ی نقطه ای است از کوچکترين ذره کوچکتر: صفری که حاصل زندگي است اما پوچ نيست. صفر دروني دارد بي نهايت وسيع. و او از همين وسعت است که مي ترسد: ” نقطه وُ طناب و درخت / مهرگيا و بانونه و سبد/ داری که بر مي داری/ صرافت ترس است / بي تابي ني ني چشمهام.” او در وسعت و دامنه ی گسترده ی صفرهايش به پرسش هائي مي رسد که پاسخي برايشان نمي يابد:” دنبال چه مي گردم روی صخره ها؟ ” رباب محب با انتخاب و تعريف لغوی واژه هائي چون « رباب » يک آلت موسيقي ، « رگبرگ شدن » دردناک شدن عضوی از بدن به واسطه حرکت ناگهاني، « ربوخه » شوخي ولذت ،« راوک» ظرفي که در ان شراب صاف مي کنند و غيره به فضای شعرش پرسپکتيو تازه ای مي دهد. واژه های انتخابي اوبا حرف « ر» شروع مي شوند و در رابطه ی مستقيمشان با شعرهاست که هم شعرها و هم معناها جای خاص خود را پيدا مي کنند. رباب با تکرارآگاهانه ی بعضي واژه ها هم به موسيقي شعرش رنگ بخشيده است، هم به محتوا و مفاهيم مورد نظرش. او آبستره و کنکرت را طوری کنارهم چيده است که انگار مرگ و زندگي را. و آنگاه زندگي را که گاه مثل ” توده های پستاني” در شمايل رقم ها ورم مي کند پس مي زند و مي گويد : ” رقم ها را از من بگيريد، صفر را نه/ صداها را از من بگيريد، سکوت را نه/…/ من با صفر سکوت مي کنم. با صدا نگاه../” و در پايان، راه ِ او يک نفس است و نفس ِ اوچيزی نيست جز : ” نفس ِ همه ی عکس ها و سايه هام”، يعني همان دايره ی آغازين ِ رباب.