Title: xoshunàte nàzàri (theoretical aggression)

Author: Mehdi Salimi

The collection of notes and essays in this book were written between 2001 and 2011. Although they cover a range of different topics, published at different times, they all clearly reflect the concerns of a period in the author’s life, from the last decade spent living in Iran and writing about critical literature and art.

The ideal of “Theoretical Violence” is the viral comprehension of ideas in a censored society, distributed through statements, hand-outs and letters, spread during the night and passed down by hand, so that their message can be delivered to all oppressed people. Theoretical violence is, in fact, “the amulet of the oppressed people”; like the traditional ceremonies conducted to keep disaster and disease at bay and return them to nature, it endeavours to spread the literary and artistic virus in the form of a critical commentary that links it to social affairs. The literature of the oppressed is a coercive literature, which is the most natural way to respond to blatant oppression. Theoretical violence is not forging aggressive realism in order to aestheticize oppression – in the manner fascist art or art from any other totalitarian systems does; instead it describes real events and critically spreads awareness and the objective exploration of economic and social relations that arise from that. Theoretical violence is defined as a traumatic and disruptive thing at the core of the symbolic order – a negative entity, an abyss, a pit, one of those black holes that can swallow planets – and one day it will cause the earth to be consumed, and the entire world will stare at the dark silence of their night in total ignorance. Therefore, it arises from an evil force, and peaceable reason may attribute it to demonic and metaphysical forces. However, although theoretical violence writes in admiration of evil, its evil is a denial, a desire to reject and change the situation we are afflicted with. Fundamental evil is an action in contact with fundamental good, and in this conflict theoretical violence will find the chance to reach a redeeming synthesis with an appropriate antithesis, such as an evil and negative action. This book tries to show the capacities of Marxist critical discourse in appraising cultural superstructures, particularly in relation to revolutionary literature and art; the communal art and literature that is in marked contradiction with the formal and dominant art of the authoritarian tyrants of the same time.

The relationship between these texts, and their connection to the unrest of the underground, student and synthetic political forces of the years they refer to, is undeniable, and should be considered a fundamental part of the practice of these works. Perhaps it can be said that most of the ideas in these passages result from social dialogues and common environments, and a communal notion among the members of a site called “Mind Motor”, who introduced themselves as the air engine of Iran’s underground art and literature scene in the 1980s (in the Iranian calendar). Thus, despite the disparity of their topics, the essays have been assembled into one collection, because of the clear conceptual link between them, which can be regarded as a Marxist and critical aestheticism.

عنوان: “خشونت نظری”
نویسنده: مهدی سلیمی
شابک: 9789176371954

مجموعه‌ی یادداشت‌ها و جستارهای این کتاب همگی در بین سال‌های 80 تا 90 نوشته شده‌اند. گرچه، در کل موضوعات متفاوتی را در برمی‌گیرند که اغلب در زمان‌های متفاوتی انتشار داده شده‌اند، اما بالطبع دغدغه‌های یک دوره از زندگی مؤلف را شامل می‌شوند که در تاریخ دهة هشتاد ایران زیسته و در زمینة هنر انتقادی نوشته است. در یک نگاه کلی می‌توان گفت که ایده‌آل «خشونت نظری» سرایت پذیری در فهم مقولات است، مثل بیانیه‌ها و جزوه‌ها و شب‌نامه‌هایی که دست به دست می‌شوند تا در یک امر دسته جمعی معنی خود را بازیافته و بین تمام جماعت ستمدیدگان تسری کنند. خشونت نظری در اصل «بلاگردان مردم ستمدیده» است. مثل آن رسم آئینی که بلا و بیماری را از خود دور کرده و به طبیعت سرایت می‌دادند، آن نیز در تلاش است تا ویروس هنری را در قالب نظریه انتقادی بسط و سرایت داده و هنر را به امر اجتماعی پیوند زند. ادبیات ستمدیدگان ادبیاتی قهرآمیز است و این طبیعی‌ترین امر ممکن برای پاسخ به ستم عریان است. خشونت نظری جعل رئالیسم خشونت‌زا برای زیبائی‌شناختی کردن ستم نیست-کاری که هنر فاشیستی یا هر نظام توتالیتر دیگری انجام می دهد-، اما خسونت نظری شارح وقایع واقعی و سرایت دهندة انتقادی آگاهی و کشف عینی مناسبات اقتصادی و اجتماعی برآمده از آن است. خشونت نظری به مثابة یک امر ترومایی و برهم‌زننده در دل امر نمادین تعریف می‌شود، یک امر منفی، یک مغاک، یک چاله، از آن سیاه چاله‌هایی که می‌توانند سیاره‌ها را در خود فروبلعند و روزی زمین بلعیده شود و تمام جهان در بی‌خردی کامل به سکوت ظلمانی شب خویش خیره شود. برای همین از نیروی شر سرچشمه می‌گیرد، چنانکه عقلانیت صلح‌جویانه ممکن است آنرا به نیروهای شیطانی و ماوراء طبیعی نسبت دهد. اما خشونت نظری در ستایش شر می‌نویسد، شر یک انکار است، انکاری برای تغییر وضعی که در آن دچار شده‌ایم. شرِ بنیادین عملی است که با خیر بنیادین در تماس است و خشونت نظری در این مبارزه امکان آنرا خواهد یافت تا با آنتی تز مناسبی همچون امرمنفی و شرورانة خود به سنتزی رهایی‌بخش دست یابد. این کتاب در تلاش است تا ظرفیت‌های گفتمان انتقادی مارکسیستی را در نقد روبناهای فرهنگی بویژه در زمینة نظریة هنر و ادبیات انقلابی نشان دهد؛ هنر و ادبیات اقلیتی‌ای که در تضاد آشکار با هنر رسمی و مسلط قدرت‌مداران مستبد زمانه‌شان تعریف می‌شوند.
ارتباط این متن‌ها و رابطة آنها با سیلان‌های نیروی سیاسی زیرزمینی و دانشجویی و انضمامی در آن سال‌ها قابل انکار نیستند و بخشی از پراتیک نوشتارها به حساب می‌آیند. شاید بتوان گفت اغلب ایده‌های این نوشتارها حاصل گفتگوهای جمعی و زیست اجتماعی مشترک و یک امر اشتراکی بین بچه‌های سایتی به نام «مایند موتور» بود که خود را موتور هواسوز هنر و ادبیات زیرزمینی ایران در دهة 80 معرفی و پیشروی کردند. به‌هرحال، من برخی مقالات خودم را –علیرغم پراکنده‌گی‌ موضوعی‌شان- به خاطر ارتباط مفهومیِ روشنِ بین‌شان در یک مجموعه گردآوری کرده‌ام که می‌توان از کلیت آن به عنوان گونه‌ای زیبایی‌شناسی انتقادی و مارکسیستی یاد کرد.