Title: The Last Flight of Icarus – âxàrin pàrvâze ikârus Author: Jahangir Hedayat

While the psychological mode of interactions of the personalities is prominent along the storyline, this novel is rather of the genre of exquisite psychological fiction.

“Icarus” lives through a transcendent, which is to be questioned and found by the reader. The philosophy of life and existence is being discoursed from a certain view point of Icarus. The reader is rather being challenged to reach beyond the storyline and interpret the psychological and philosophical momentum and vibration behind the interactions.

The personage of the story, who is the narrator too, is a writer. On one side, he is an intellectual writer and researcher, but on the other side, and like every other human being, he suffers from weaknesses, by which he feels bound and subordinated. He tries to draw and ‘design’ rational solutions, in order to get his affections by ratio, respect, and logic under control. Bu he is unaware that he may only master his own affections and control them, but not those affective moments of other people. The affections of other people, thus, remains unreachable to him and this incompletion, hinders his longing for final release to ‘truth’.

عنوان: “آخرین پرواز ایکاروس”
نویسنده: جهانگیر هدایت
شابک: 9789176370223

این داستان بیشتر در گروه روان داستان‌ها قرار می‌گیرد و در واقع آنقدر كه فعل و انفعالات روانی قهرمانان مطرح است حركت و آمد و شد و گفتگوی آنها مطرح نیست.

«ایكاروس» در این داستان دارای ایهامی است كه خواننده خود باید دریابد. فلسفه زندگی در داستان از دیدگاه خاصی مطرح می‌شود. توجه به ظاهر وقایع داستان خواننده را از پرداختن به آن چه كه در ورای ظاهر آمده باز می‌دارد.

قهرمان كه راوی داستان هم هست نویسنده معروفی است. او ضمن آن كه نویسنده‌ای متفكر و دانشمند است ولی چون هر انسان دیگری گرفتار آن نقاط ضعفی است كه بسیاری انسان‌ها در بندهایش اسیرند. او هم اسیر است ولی با دانشی كه دارد سعی می‌كند بسیار عاقلانه و محترمانه و منطقی هوس‌هایش را فرو بنشاند. ولی او متوجه نیست كه فقط نیمه كار، یعنی بخش مربوط به خودش را می‌تواند تحت نظم و نسقی در آورد و آن بخش دیگر، آن بخشی كه یك انسان دیگری صاحب آن است از نظارت او خارج است و حقیقت چیز دیگری است.